. . .

. . . . . 

پـروردگــــارا ... !

خدای من، خالق من ، رازق من ! 

تقدیم به تو، که همیشه با من هستی ...

من هرگز یاد تو  و عشق تو را با دنیا عوض نمی کنم...

دوستت دارم خـــدای خوبم، تویی که همیشه حواست به منه، 

حتّی وقتی که حواسم به تو نیست و یا در جهت خواست تو قدم بر نمی دارم ... !!!

تویی که همیشه کنارم هستی و حرف ها و دلتنگی هایم را می شنوی ... 

ردّ پای اشک هایم، عشـق تـوست و تـویی که به حـالم بیـــنایی ...

تو که باشی و یادت که باشد، هر روز برایم روز عشق است...

تـــــویی که همــــیشه هـــــــــوای دلـــــــــــم را داری ...

تــــــــویی که حتّی از نفس هایم به من نزدیک تری ... 

نگــــــــــــــاه مهـــــــــــــــــــربانت را بـاور دارم ...

سر بر شـــــــــانه های محکمت می گذارم 

و دلتنگیهایم را برایت گریه می کنم ...

بغض هایم را به تو می سپارم ...

چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون 

تو تنها تکیه گاهی هستی

که عشــــقت همیشـــــــــگی است

دلــم که می گیرد، تـویی که مثل همـیشه،

مـیـــزبان دلـــم می شوی و آرامـــــــم می کنی ... 

تنها امید من ... !  تنها پناه من ... ! و تنها تکیه گاه من ... !

اگر نگاه مهــربان تو را باور کنم و اگر با خـلایق تو مهربان باشم ... 

اگرخوب باشم و به به بندگان تو خوبی کنم و خوبی ها را زندگی کنم ...

اگر فقط خوبی ها را ببینم،بدی ها را ببخشم و شکر گزار نعمت های بی حدّت باشم

و راضی به رضای تو  باشم، آن وقت، هر روز برای من، روز عید و روز خوشبختی است ... !